Saturday, February 13, 2010

شعری برای ایران

ایران

می پرستم تو را
ایران من
ای خاک و ای هوای من

می پرستم تو را
چنانچه ریشه می پرستد آب را
چنانچه باران میپرستد خاک را

سرزمین بوسه های گرم
که میشکفند هنگام سلام
سرزمین دستهای خوب
که به آستین فرو میروند ز بیم ناجوانمردان

سرزمین مردهای مهربان
افتاده ز اسبهای خونین در غم بی انتهای زمان


سرزمین گریان شبهای بی پایان
سرزمین زنان زیبای ناپید ا
غرق در فقر اندیشه پوسیده نامردان

سرزمین دجالان رذل بی مقدار
که به ولایت رسیده اند
به افسون و وهم ما مردمان

سرزمین انقلابهای بیکران
که شکسته به ساحل مرگ درغلتیده اند
ز ذلت و پوچی ناخدایان

سرزمین گردش تیغ بر پیکر یاران
سرزمین هزاران سر بر حلقه دارها
زندانها
شلاقها
سنگسارها
سرزمین کلاغهای زشت سیاه
که قناری ها را به ضرب شلاق
یاد میدهند آواز

سرزمین به قبله خشکیدگان مفلوک
که به صلیب می کشند خدای را
با دردها
دروغها و
تزویرها
سرزمین مردان بی غیرت
که افتاده خاموش مینگرند مرگ حرمت را

سرزمین نالوطیان لودهٌ حریص
که به صد بهانه پاسخ نمی دهند ندای وجدان را

سرزمین دردهای سخت و
ناپلیدیهای سوزان بی پایان


سرزمین عشقهای بیکران
که به بغض میکشند بار دوران
چشمهای نگران
خشمهای فرو خورده بمیان

طلسم کدامین عجوزه زخم را نهاده اند بر تو
ای زیباترین وطن
که چنین فرو فتاده ای به فتوای کفتارها و خو کان


***
ایران
ای مهر همیشه تابان
یادگار آریوبرزن و بابک قهرمان
سلام آن فروغ جاویدان به جهان

زینهار که سیلاب خون عاشقان
به نعرهٌ شیر مرد دلیران
می درد از سر
لانه عنکبوت زشت زمان

و رها خواهی شدن
به همت آهنین سوگندِ
عیاران
صد هزاران
وفاداران

جنگ را یاران
جنگ را یاران
جنگ را یاران.


5/10/

No comments:

Post a Comment