Saturday, February 13, 2010

انگلیس و ایران مقاله ای از مركز تحقيقات استراتژيك مجمع تشخيص مصلحت

مجمع تشخیص مصلحت نظام آخوندی تحلیل پنجاه صفحه ای در مورد انگیس و نقش آن در حمایت از رژیم بیرون داده که در بازتاب سبزعلی رضایی چاپ شده بود. مقاله زیر نامه ای از یکی از خوانندگان بازتاب است.



يكي از بينندگان «بازتاب» با ارسال پيامي از مواضع اين سايت راجع به عملكرد مجمع تشخيص
مصلحت نظام گلايه كرده است.
در متن اين پيام آمده است: سه سال است به صورت مداوم و روزانه، چند بار مطالب سايت «بازتاب» را پيگيري مي‌كنم، هرچند از ابتدا تاكنون، شما ادعاي داشتن استقلال خبري را ده‌ها بار مطرح كرده‌ايد و گفته‌ايد كه خط قرمز شما تنها منافع ملي است و مدافع مطلق هيچ ارگان و نهاد خاصي نيستيد، اما به ياد نمي‌آورم كه تاكنون مطلبي در «بازتاب» در انتقاد از عملكرد مجمع تشخيص مصلحت خوانده باشم، در حالي كه تقريبا ساير قوا و نهادها مانند دولت، مجلس، قوه قضائيه و... بارها در زير آتش انتقادات «بازتاب» قرار داشته‌اند.اما آنچه باعث شد تا بخواهم براي آخرين بار، استقلال و حريت شما را در عدم وابستگي به مجمع تشخيص مصلحت بسنجم، مطالعه مقاله‌اي از نشريه مركز تحقيقات استراتژيك مجمع تشخيص مصلحت نظام بود.اين نشريه، تنها خروجي مركز تحقيقات استراتژيك مجمع تشخيص مصلحت است و سالانه بودجه‌اي بيش از هفده ميليارد ريال به آن پرداخت مي‌شود كه بيش از دو برابر بودجه شوراي عالي امنيت ملي است و سالانه چهار شماره از آن منتشر مي‌شود.
طولاني‌ترين مقاله آخرين شماره اين نشريه كه بيش از پنجاه صفحه را به خود اختصاص داده، با عنوان «فرصت‌ها و تهديدها در مسئله امنيت ملي ايران با تأكيد بر محوريت انگلستان» منتشر شده است.
بدون هيچ‌‌گونه پيش‌قضاوتي، توجه شما را به مهم‌ترين مطالب اين مقاله، كه در بخش نتيجه‌گيري آن آورده شده است، جلب مي‌كنم.از مجموعه مطالب ارائه‌شده در مورد فرصت‌هاي موجود، نتايج زير به دست مي‌آيد:

1
ـ تقويت رابطه با انگليس، باعث تقويت جايگاه ايران در اتحاديه اروپا مي‌شود و اين فرصت مناسبي است براي خنثي ساختن تلاش‌هاي آمريكا جهت منزوي كردن ايران، به خصوص كه انگليس، تحريم‌هاي آمريكا نسبت به ايران را در مقاطعي ناديده گرفته است.

2
ـ به لحاظ اقتصادي، رابطه با انگليس مي‌تواند نيازهاي سرمايه‌اي و تكنولوژيكي ايران را برآورده سازد.

3
ـ با توجه به نفوذ انگليس در كشورهاي خليج فارس، رابطه با انگليس به افزايش نقش ايران در منطقه خليج فارس منجر مي‌شود و ديگر ايران در در ترتيبات استراتژيك غرب در خاورميانه و خليج فارس ناديده گرفته نخواهد شد.

4
ـ بهبود روابط ايران با انگليس و اتحاديه اروپا در بهره‌برداري از منابع نفت و گاز آسياي مركزي يا در هر طرحي كه براي حل بحران افغانستان در نظر گرفته ‌شود، مؤثر خواهد بود.

5
ـ با سرمايه‌‌گذاري انگليس در ايران، به ويژه در بخش نفت و گاز، سود سرشاري نصيب ايران مي‌شود.

6
ـ ناديده گرفتن تحريم‌هاي آمريكا عليه ايران از سوي انگليس به لحاظ اقتصادي و سياسي براي ايران حايز اهميت است.

7
ـ ايران مي‌تواند با استفاده از تمايل انگليس نسبت به بهبود روابط با ايران و اهميتي كه ايران در منطقه خاورميانه دارد، تضمين‌هاي لازم در جهت جانبداري از ايران در مقابل تهديدات و حملات آمريكا را از انگليس بگيرد.

8
ـ ادامه كار اصلاح‌طلبان در ايران عاملي مهم در تمايل انگليس به گسترش روابط با ايران بازي مي‌كند.

همچنين در راستاي تأمين هرچه بيشتر امنيت ملي كشور، پيشنهادهاي زير در رابطه با روابط بين ايران و انگليس ارائه مي‌شود:



1
ـ سياست حزب كارگر در انگليس تاكنون با ايران بر اساس گفت‌وگو بوده است. در صورتي كه ايران بنا به فرمولي كه خود انگليس آن را پذيرفته يعني روابط دوجانبه، مشكلات خود را با انگليس حل كند، در آن صورت احتمال چالش‌هاي امنيت ملي از سوي انگليس و يا همراهي با اين تهديد، كاهش مي‌يابد.

2
ـ در شرايط تهديدزاي كنوني، ادامه سياست تنش‌زدايي، بيش از هر زمان ديگري بايد مورد توجه ايران قرار گيرد.

3
ـ با توجه به اين‌كه انگليس در رابطه با ايران، بيشتر منافع اقتصادي خود را مورد توجه قرار مي‌دهد، ايران نيز بايد براي مسائل اقتصادي اهميت ويژه‌اي قايل شود. اين در حالي است كه چالش‌هاي موجود ميان دو كشور، بيشتر وجه سياسي دارد و زمينه‌هاي همكاري در بخش اقتصادي با موانع كمتري روبه‌رو‌ست.

4
ـ ايران مي‌تواند به مسائلي نظير مبارزه با مواد مخدر، به خاطر اهميتي كه انگليس براي آن قايل است، بيشتر بپردازد.

5
ـ در راستاي برنامه‌هاي اقتصادي، ايران بايد زمينه‌هاي لازم جهت افزايش سرمايه‌گذاري‌هاي خارجي را فراهم سازد. در اين صورت، انگليس براي حفظ امنيت منابع اقتصادي خود، بيشتر خواسته‌هاي ايران در منطقه و جهان برآورده خواهد كرد و از بروز ناامني به واسطه اقدامات قهرآميز يا نابساماني‌هاي اقتصادي جلوگيري خواهد كرد.

6
ـ ايران در زمينه‌هايي كه دو كشور با هم اتفاق‌نظر دارند، اقدامي انجام ندهد كه به عميق‌تر شدن اختلافات بينجامد.

7
ـ بايد توجه داشت كه امروزه روابط كشورها بر پايه بهره‌گيري‌هاي اقتصادي پايه‌ريزي شده تا امتياز گرفتن‌هاي سياسي پنهاني. از اين رو، ايران بايد ذهنيت منفي گذشته در مورد انگليس را كنار بگذارد، چراكه امروز ديگر نه انگليس امپراتوري است و نه ايران زير سلطه.

8
ـ بايد از افراط و تفريط در روابط اجتناب كرد؛ نه انگليس را تنها كشور اثرگذار در منطقه خاورميانه بدانيم چراكه امروز، انگليس قدرت گذشته را در منطقه ندارد و نه فكر كنيم با ايجاد رابطه با انگليس، بخش عمده‌اي از مشكلات تحت تأثير اين روابط حل مي‌شود.

9
ـ علاوه بر گسترش رابطه با انگليس، ايران بايد تلاش كند روابط خود را با اتحاديه اروپا نيز گسترش دهد، چراكه اتحاديه اروپا، بيش از گذشته مي‌تواند به عنوان وزنه تعادلي در برابر آمريكا به شمار مي‌رود و در قبال تهديدات امنيت ملي ايران، واكنشي جانبدارانه از خود نشان دهد.

10
ـ نكته پاياني با مسائل داخلي كشور ارتباط دارد. همان‌طور كه گفته شد، اتحاديه اروپا و در كنار آن انگليس، روندها، رويه‌ها و مسائل داخلي جمهوري اسلامي ايران را به دقت پيگيري كرده و در مقاطع مختلف نيز آشكارا به اين موضوع اشاره شده است. بهبود وضعيت اصلاحات و مردم‌سالاري در ايران، يكي از مهم‌ترين دلايل انگليس براي گسترش روابط خود با تهران در دوران رياست‌جمهوري خاتمي بوده است. پس توقف اين روند در ايران، پيامد منفي بر روابط دو كشور بر جاي خواهد گذاشت.

No comments:

Post a Comment